یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷ - Sunday 22 July 2018
کد خبر : 2391
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۹
- بازدید

شوالیه زرد؛

تاکسی دربست؟/برازجان آب ندارد!(۲)

( چهار راه ثبت احوال) مسافر: دربست کلیجا؟ راننده: بله بفرمایید. مسافر: آغا بیزحمت تا دیر نواویده برونش هلِ کلیجا؟ راننده: چه شده مگه؟ مسافر: سُه روزه اُو نداریم، می خوام تا اُو لِینِ عامم اینا نرفته، برم خونه شون شنو کنم! راننده: مطمئنید لوله کشیتون سالمه؟؛

تاکسی دربست؟ شوالیه زرد

برازجان آب ندارد!(۲)

(چهار راه ثبت احوال)

مسافر: دربست کلیجا؟
راننده: بله بفرمایید.
مسافر: آغا بیزحمت تا دیر نواویده برونش هلِ کلیجا؟
راننده: چه شده مگه؟
مسافر: سُه روزه اُو نداریم، می خوام تا اُو لِینِ عامم اینا نرفته، برم خونه شون شنو کنم!
راننده: مطمئنید لوله کشیتون سالمه؟
مسافر: هااا، ئِی خدا دو تا پسرلم هر روز بعدِ نماز صب، نِشِسنه پُی شیر اُوی فدح و حیاط خلوط وُ مِک میزنن، خُمم شیر مستراو می مِکِنم، زنکم لوله اُوی آشپزخونه هل داده تو جارو برقی و دریغ از تُپ اُوی!
راننده: شما هم یه منبه دارید؟
مسافر: مانم ها.
راننده: پمپ هم ندارید؟
مسافر: نه نداریم.
راننده: چرا حموم عمومی که نزدیکتون هست نمی رید؟
مسافر: سی محضی که پیل هم نداریم.
(راننده صدای ضبط را بلند کرد: اُوه اُوه اُو بردم…)
مسافر: آغا همینجو پیاده ویمُم.
راننده: بفرمایید.
مسافر: چقه بدم خذمتت؟
راننده: هیچی، برو بسلامت.

(مسافر می رود، تاکسی حرکت می کند)

مسافر: دربس اداره!
راننده: بفرمایید سوار، فقط کدوم اداره؟
مسافر: تو برو خودم می گم.
راننده: باشه، شما هم برای مشکل بی آبی می خواید برید؟
مسافر: نه من مسئول هستم.
راننده: اِ! جدی؟! من تا بحال یه مسئول از نزدیک ندیده بودم!
مسافر: خب ببین!
راننده: آقا یه سوال دارم، برای بی آبی باید چه کنیم؟
مسافر: باید مردم کمتر مصرف کنن!
راننده: آقا مگه شما نشنیدی که می گن بیشتر مصرف در کشاورزی و صنعته! کمترش در مصارف خانگیه!
مسافر: ما زورمون به اونا نمی رسه، شما کمتر مصرف کن!
راننده: خب راهکاری چیزی ندارید؟
مسافر: ما در طی جلسات متعددی که داشتیم، تدابیر خوبی اندیشیدیم که بتوانیم بر فرهنگ غلط پر مصرفی، غلبه کنیم!
راننده: تدابیرتون چی بود؟
مسافر: ما طی بررسی های سالیانه و تحقیقات گسترده و جلسات متعدد با نخبگان آبی، متوجه شدیم بزرگترین ایراد ما در حوزه فرهنگ هست و عامل مستقیم و اثر گذار تمام مشکلات و مخصوصا بی آبی برازجان، این هنرمندان پر مصرف هستند.
راننده: خب حالا باید چکار کرد؟
مسافر: با ساعت ها جلسه سخت و فشرده به این نتیجه رسیدیم که خوراک فرهنگی جامعه را تغییر دهیم.
راننده: چطور؟
مسافر: طی رایزنی های ما با همکاران ارشادی مان، تصمیم گرفتیم که در دادن مجوز به هنرمندان، فیلتر آب را اعمال کنیم که خوشبختانه همکاران ما استقبال کردند.
راننده: یعنی چی؟
مسافر: بطور کلی، هر شاعر و خواننده ای که بخواهد در آثار خود مصرف آب را تصویر سازی کند، مجوز به او داده نمی شود، به طور مثال در تحقیقاتمان به ترانه محلی “اُو اُو اُو بردم” بر خوردیم که خواننده می گوید آب مرا برد، همین باعث تصویر سازی از حجم عظیمی آب در ذهن مخاطب می شود.
راننده: خب بجایش باید چه گفته شود؟
مسافر: بهتر است خواننده بگوید “خو خو خو بردم” که آدمی که خواب می رود دیگر مصرفی هم ندارد و مشکلی هم رخ نمی دهد.
(بلوار سازمانی)
راننده: از دیگر راهکاراتون میشه بگید؟
مسافر: بله، ما در حوزه چاپ کتاب و مخصوصا با موضوعات آشپزی، تصمیم گرفتیم که غذاهایی را که با آب زیاد ساخته می شوند، یا نام آب را در اذهان عمومی زنده می کنند حذف کنیم و تاکید کنیم که مردم از هرگونه خوردن غذاهای آبکی جدأ خود داری فرمایند، به طور مثال: اُو داغک، اُو توله، اُو گوشت، اُو فرقلو و قس علی هذا.
راننده: آفا اصلا می خواید ما بمیریم، راحت شید؟!
مسافر: بزن کنار پیدا می شم!
راننده: بفرمایید!
(مسافر پیدا شد و کرایه اش را پرداخت نکرد)
راننده: آقا کرایه تون!
مسافر: مگه نمی دونی من کی ام؟!

                                                                            نویسنده: شوالیه زرد                             چاپ اتحاد جنوب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 5.00
[ 1 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.