چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ - Wednesday 15 August 2018
کد خبر : 2438
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۷ - ۱۹:۲۸
- بازدید

شوالیه زرد؛

تاکسی دربست؟ /شما هم دعوتید به جشن هزارگان اتحاد جنوب

شوالیه زرد: (خیابان 50 متری) مسافر: دربست سازمانی؟ راننده: بله بفرمایید(مسافر سوار می شود) مسافر: آقای راننده خبر جدید چه داری؟ آب، برق، گاز، گرما چه داری؟ راننده: اینا رو ول کن خبری دارم داغِ داغ! مسافر: چیه؟ راننده: جشن هزارگان اتحاد جنوب شنبه..؛

تاکسی دربست؟ شوالیه زرد

(خیابان ۵۰ متری)

مسافر: دربست سازمانی؟
راننده: بله بفرمایید(مسافر سوار می شود)
مسافر: آقای راننده خبر جدید چه داری؟ آب، برق، گاز، گرما چه داری؟
راننده: اینا رو ول کن خبری دارم داغِ داغ!
مسافر: چیه؟
راننده: جشن هزارگان اتحاد جنوب شنبه عصر ساعت شیش و نیم برگزار میشه! شما هم دعوتید!
مسافر: جدی؟ خب کجا؟
راننده: سالن ورزشی امام خمینی (ره) توی اداره تربیت بدنی.
مسافر: خو آقا وایسا، وایسا!
راننده: چی شد؟
مسافر: پیاده می شم! خدافظ
راننده: آقا کرایتو بده، صد متر آوردمت…
مسافر: روز جشن بیا بگیر…
(راننده حرکت می کند)
مسافر: تاکسی دربس خیابون آیت؟
راننده: بله بفرمایید(مسافر سوار می شود)
مسافر: عامو از مائده خبر نداری؟ راسِه می گن رفته ترکیه؟
راننده: آقا اینا رو ول کن خبر داغ تر دارم! جشن هزارگان اتحاد جنوب شنبه عصر ساعت شیش و نیم برگزار میشه! شما هم دعوتید!
مسافر: راسیته؟
راننده: بله.
مسافر: موسیقی بندری از او خاشول هم داره؟
راننده: بله.
مسافر: چک و چلسمه هم میدن سی پذیرایی؟
راننده: بلههه تازه طنز و کمدی هم داره.
مسافر: اوفــِّـی خو بزن کنار پیاده ویمُم!
راننده: کجا؟ بذار برسونمت!
مسافر: نه، اُمروز لِین ما اُو اومده برم شنو کنم سی جشن اُماده واوُم(پیاده می شود)
راننده: خو کرایه بده!
مسافر: کرایه چه؟ دو قدم نواویده خو، روز جشن بیو رانی مو سی تو!
(راننده حرکت می کند)
مسافر: تاکسی! دربست خیابون جوان؟
راننده: بله خانوم بفرمایید (مسافر سوار می شود)
مسافر: آقا ببخشید خبری، نقدی تحلیلی چیزی انجام نمی دید؟
راننده: نه، چونکه توی پنج دقیقه دو مسافر دربستیم از یه خیابون پرید.
مسافر: مگه چی گفتید؟
راننده: گفتم جشن هزارگان اتحاد جنوب شنبه عصر ساعت شیش و نیم توی سالن تربیت بدنی برگزار میشه! شما هم دعوتید! مسافرا پیاده شدن رفتن آماده بشن!
مسافر: ببخشید کدوم شنبه؟
راننده: سی اُم تیر.
مسافر: وای حالا من چی بپوشم؟! آقا لطفا وایسا پیاده می شم!
راننده: شما هم می رید آماده بشید؟
مسافر: نه، میرم خبر دوستام بدم بریم خرید لباس.
راننده: بفرمایید پیاده شید، فقط کرایه لطفا.
مسافر: باشه، فقط میگما موسیقی شاد هم داره؟
راننده: بله موسیقی بندری و طنز و رونمایی از کتاب و…
مسافر: وای دمتون گرم عجب خبری بووود، خدافظ(مسافر می رود)
راننده: خانوم کرایه تون چی شد؟
مسافر: روز جشن بیا ما رو برسون، این بیست متر رو هم حساب می کنم.
(راننده بقیه روز را با ماسک به مسافرکِشی پرداخت و دلیل صحبت نکردن خود را بیماری حاد و قابل انتقال از طریق صحبت کردن عنوان کرد)

                                                                            نویسنده: شوالیه زرد                             چاپ اتحاد جنوب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.