چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶ - Wednesday 22 November 2017
کد خبر : 2148
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۲
- بازدید

دی زاغو برازجونی؛

چرند و پرند دی زاغو (۲) + دانلود

موضوع چرند و پرند ئی قسمت، مسافرتِ توسونیه، یعنی جوری داخل برج پنج و شیش استان بوشهر خالی ویمو که یکی نفهمه بخالش خشکسالی اومده و همه خونیلشونه فرُختنه و رفتنه شیراز، حالا همه وُ کی فرُختنه ئی مهم نی، مهم ئیه که ؛

دی زاغو برازجونی

نویسنده: دی زاغو برازجونی

موضوع چرند و پرند ئی قسمت، مسافرتِ توسونیه، یعنی جوری داخل برج پنج و شیش استان بوشهر خالی ویمو که یکی نفهمه بخالش خشکسالی اومده و همه خونیلشونه فرُختنه و رفتنه شیراز، حالا همه وُ کی فرُختنه ئی مهم نی، مهم ئیه که همه ئی جور موقیل میرن شیراز، لابد می پرسین خو سیچه؟ خو بپرسین تا بگم! سی محضی که برج پنج و شیش فاصله استان بوشهر تا خورشید که هُمو اَفتو بو ویمو یه وجب و دو پینجه، بلکم کمتر! یعنی اونِیی که برج پنج و شیش داخل خیابونل ئی استانکو میگردن، حاضرن داخل کوره قِیلون رُو کنن ولی داخل خیابونل و شی اَفتو رُو نکنن، آخو یه روز تش باد میا که آدم ویمو سرخ و سیا، یه روز هم زنِشت اَفتو داریم که رنگ ماشینِ که میپرنه هیچ، خودِ ماشینم اُو میکنه، ریمون نویمو چتر آفتابی هم استفاده کنیم خدا وُ داد ملاجمون برسه! وُ یه روز هم شرجیه، که حقیقتا کوره قیلون دی شرجیِ نداره! اُور و تش باد و غر و خورشید و فلک در کارن که سیا واوی و کسی سِیلت نکنه، هادیی ها…

 

سی محض همیه که هرکی ده ماه کار میکنه که ئی دوماکوِ بره سفر! از عجایب جادیل کشور ئیه که هرجا میری تا ماشین جلوییت پلاکش پنجا و هشت یا چل و هشته! شُو میری داخل یه پارک پسکنگی جا بندازی بُخوسی، می وینی تا یکی برکت هاسِی قیلون برازجونی چاق میکنه و میگو دِی عَودی ذغالکو خرنگاویدا، بیو دوتا آلو بنداز توش، ایموقه آلو شی چاله هم میچسوه! یکی از خصوصیات بعضی از ما بوشهریل ئیه که غریب پسندیم، مثلا عاموکو میگو بتا بریم ستاد اسکان تا یه مدرسه ای ومون بده که هــــــیچ آدم آشنِیی توش نبو! یا میخا بره توو صرا دَرا جا بندازه، میگو چیش چیش کنین نه آشنا توو قدمون بخارا! الوته همه خو ئی طوری نیسِن، خِیلیِله میشناسم که از یَک ماه ناطر برنامه میریزن که هَف هَش خونواده ای برن سفر، اوسو توو دِل سفر سرِ وسطِ هندونه جریمن و هرکی جدا جدا میره میگرده دینده ی ستاد اسکان!

 

راسی یه عده ای هم بیدن که خیلی اتفاقی، مرخصیشون اُفتا داخل مُی رمضون و مجبور واویدن برن سفر، که مو میفهمم که اونا هم قصت ده روز کردن و پُی کُم گشنه آثار باستانیلِ سِیل می کردن، ها!

یه عده ای هم هِسِن که از اول سفر تا آخرش دینده ی بازار می گردن، و فقد هم جنس خارجی میخان، وختی هم پیدا میکنن نمی سونن، میگن برازجون ارزونتره!

یه عده ای هم هِسِن که میگن هر شهری رفتیم باید چک و چلسمه و خاردنیل او شهرکو بوسونیم و بخاریم، اینا همونُیِن که بعد از سفر خونشون گِرد ویمو و ئی باشگا او باشگا، دینده ی برنامه لاغری در سُه روز میگردن! گشتم نبی، بگرد بَلکَم واجفتی!

 

یه عده ای هم هِسِن که داخل سفر فقد دینده ی سوغات اسدن می گردن سی دده و ککا و بچه ی خاله و بچه ی همساده پس و پیش، یعنی طرف شیش ملیون وام اسده که بره مشد زیارت، نرسیده وُ کنارتخته چار ملیون سوغات اسده!

یه عده ای هم هِسِن که سیصد متر خونشونه داخل یه پیچانه یه متری می یندن و میلن ری باربند، یعنی ئِی بخِی ردشونه بگیری کافیه چی یِلی که باد از پیچانه وِر داده صحرای جم کنی، آدرس دقیقشونه پیدا میکنی، دقیقتر از جی پی اس!

یه عده ای هم هِسِن که وختی یه اثر تاریخینیه واجفتن، ایقه عکس وَش میگیرن که بخالت ئی از چین اومده و میخا واگرده چین نسخه چینیشه بزنه، یا یه عده ای هم ایقه سلفی پُی او اثرکو میگرن که خودِ سازنده اثرکو سی محضی که یه عکسی پُی اثرش نداره شرمنده ویمو!

 

یه عده ای هم هِسِن که از هِمی برازجون گرفتار عکس گرفتن و استوری نهادنن و وختی هم وامیگردن تا خونشونه دُز زده، بعد میگن دُز از کجا فهمید خونه ما خالیه؟ بو زد؟ نه عزیزم از استوری پیج اینستاگرامت فهمید، که پراویت نی و واز و ولنگه!

ایسو مانم قراره صوا نه، پسصوا بزنیم بریم دور ایرانِ در شص روز بگردیم، فقد خاسم بُگُم که چارتا سگ هار توو خونمون وله، هر روز هم ککیلم میان باغچمونه اُو میدن و شو هم همونجو میخوسن، تازه دوربین خونمونم ری گوشیم انداختمه، آنلاین خونمه رصد میکنم، از مو گفتن! کاری ندارین؟ خدافظ

 

 

معنی لغات:

توسون: تابستان – ویمو: می شود – ئی: این – سیچه: چرا – سی محضی که: چون – پینجه: انگشت – رُو: راه – زنشت: شدت تابش آفتاب – اُو: آب – غر: گرد و خاک – سیل: نگاه – پسکنگ: دور افتاده – برکت: کنارت – هاسی: دارد – دِی: مادر – خرنگ: داغ و افروخته – آلو: سیب زمینی – شی: زیر – ومون: به ما – چیش چیش: با دقت نگاه کردن – توو قدمون بخاره: برخورد کنیم، ببینیم – دینده ی: دنبال – مُی: ماه – کُم: شکم – چک و چلسمه: تنقلات – خونشون گِرد ویمو: خانه خراب می شوند – بلکم: بلکه هم – واجفتی: یافتی – پیچانه: بقچه – وِر داده: انداخته – صوا: فردا – ککیلم: برادرانم

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.