چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶ - Wednesday 22 November 2017
کد خبر : 2029
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۶:۴۰
- بازدید

احسان رضایی؛

چگونه داستان طنز بنویسیم؟ بخش اول

طنزنویسی را نمی‌شود گرفتار قاعده و قانون کرد. چون در سایۀ شکستن قاعده‌هاست که شکل می‌گیرد و آفریده می‌شود. ولی در هر حال، یک داستان طنز، ویژگی‌هایی دارد که با شناختن آنها، می‌توان دریافت که یک داستان طنز چگونه خلق می‌شود و ؛

احسان رضایی

احسان رضایی:

طنزنویسی را نمی‌شود گرفتار قاعده و قانون کرد. چون در سایۀ شکستن قاعده‌هاست که شکل می‌گیرد و آفریده می‌شود. ولی در هر حال، یک داستان طنز، ویژگی‌هایی دارد که با شناختن آنها، می‌توان دریافت که یک داستان طنز چگونه خلق می‌شود و چطور می‌شود آن را نوشت:

 
۱ــ بیرحمی،لازمۀ طنز نویسی

طنزنویسی،بیش و پیش از آن که “تکنیک”را پشتوانۀ خود داشته باشد،برخاسته ازنوعی”نگاه”است.طنزنویس، این قدرت را دارد که از موضعی فراتر،با فاصله،نقادانه و بیرحم به سوژه نگاه کند.این نگاه،بیش از آن که حاصل تمرین و ممارست باشد،یک توانایی ذاتی در برخی افراد است.بنابراین طنزنویسی چیزی نیست که بتوان آن را آموخت،بلکه می‌توان آن را پرورش داد. اگر نمی‌توانید فاصلۀ انتقادی با سوژه بگیرید و مدام احساساتی می‌شوید،سراغ طنزنویسی نروید!

 
۲- تکلیفتان را با طنز مشخص کنید

طنز نسبی است. بستگی به درک و تلقی افراد دارد.هر چه عمیق تر باشد و در لایه‌های اثر بیشتر پنهان باشد و کمتر به چشم بیاید، نسبیت آن بیشتر است. اثری را که ممکن است از نظر شما طنز تلقی شود، ممکن است دیگری بخواند و بگوید:«خب، این طنزش کجاست؟…»این امر، در مورد بخش‌های دیگر ادبیات داستانی صادق نیست. یک اثر در ژانر پلیسی یا معمایی یا وحشت، قوی یا ضعیف،یا متعلق به آن ژانر است یا نیست. ولی در مورد طنز،قضیه فرق می‌کند.ممکن است یک اثر از دید شما طنز باشد و از دید دیگری،نه. بستگی به تعریف و برداشت مخاطب از طنز دارد.

 
۳-ایده اولیه،حس تضاد

یک اثر طنز هم مثل هر اثر داستانی دیگری با یک ایدۀ اولیه همراه است. تصویری هر چند گنگ از یک ناپایداری که در ذهن حک شده است. این ایده، در داستان طنز همیشه با حس تضاد پیوند می‌خورد. هر اثر طنز، یک کشف است: کشف یک تضاد در محیط درون یا پیرامون هنرمند که به زبان می‌آید و قالب داسنان به خود می‌گیرد. شما در داستان طنز، باید ابتداتضادی را حس کنید تا آن را در قالب روایت بازگو کنید وکار را پیش ببرید.این تضاد می‌تواند در ذهن و فکر شما رخ دهد وحاصل یک حس درونی باشد، و یا ممکن است متأثر از محیط پیرامونی تان باشد.هر اثر طنز،از درک این تضاد آفریده می‌شود. سپس بر اساس آن،پیشبرد داستان،شخصیت سازی ،نتیجه گیری و…رخ می‌دهد. البته هر تضادی ممکن است به آفرینش طنز منجر نشود، ولی وقتی با این حس در قالب و با زبانی نو “بازی ” کنید، به طنز می‌رسید.

 
۴-انتخاب قالب،مهم ترین گام

یافتن قالب و ظرف مناسب برای ایدۀ اولیه، مهمترین بخش طنزنویسی است. طنزنوشتن بیش از هر بخش دیگر ادبیات داستانی بر تعقل استوار است و آگاهانه آفریده می‌شود. این آگاهی (که در تمامی‌لحظات خلق اثر حضور دارد)،ابتدا در یافتن قالب است که نمود پیدا می‌کند. ابتدا از خود بپرسید که ایدۀ اولیه ام مناسب برای چه قالب،ظرف یا ژانری است؟ کدام بهتر جواب می‌دهد؟ آیا ایدۀ فلسفی ام را در ژانر معمایی بریزم بهتر جواب می‌دهد(چندان که بهرام صادقی در”با کمال تاسف”،”وسواس”و برخی دیگر از داستان‌های کوتاه خود آزموده است)یا بهتر است آن را مثلاً در قالب ژانر تخیلی بازگو کنم(چندان که در بسیاری از داستانک‌های جیمز تربر می‌بینیم)؟ ممکن است این تلاش مدت‌ها طول بکشد، تا به این نتیجه برسید که ایدۀ اولیه تان به چه قالبی بیشتر می‌آید و با آن بیشتر هماهنگ است. صادق هدایت ایدۀ هجو کلیۀ مظاهر قدرت را در قالب روایت تاریخی “توپ مرواری” برد که بی شک ایدۀ او جز در آن قالب قابل پرداخت نبود. این قالب را پیش از آغاز نگارش کتاب، حساب شده انتخاب کرده بود و به دوستانش گفته بود که می‌خواهم یک روایت تاریخی بنویسم؛چون حرفهایم را در قالب دیگری نمی‌توانم بیان کنم.کافی است به یاد “قلعۀ حیوانات” یا ۱۹۸۴ جورج اورول بیفتید تا به اهمیت انتخاب قالب مناسب برای یک ایده و سوژه و تاثیر آن در ماندگاری اثر داستانی طنزپی ببرید.اورول ۱۹۸۴ را با هدف نقد سیاستهای استالین نوشت ولی قالب و پرداخت چنان قوی بود که اثر از زمان و مکان خاصی فراتر رفت و جاودانه شد.

 
۵ – طنز کلامی
مخاطب در یک اثر طنز،چیزی را می‌بیند که سر جایش نیست و این، او را به خنده می‌اندازد. بخشی از این “سر جایش نبودن” می‌تواند جدا از سوژه، در زبان اثر متجلی شود. بازی با کلیشه‌های زبانی آشنا و بازسازی آنها،استفاده نابجا از ادبیات رسمی‌یا محاوره ای،غلط نویسی و یا غلط گویی تعمدی،استفاده از تعابیر طنز آمیز برای توصیف صحنه و شگردهای دیگر در واژگان و کلام، در تشدید فضای طنز در اثر موثر است.شما در نگارش اثر طنز،همان طور که در موضوع و سوژه و ماجرا مخاطب را غافلگیر می‌کنید، در زبان نیز می‌توانیدهمین غافلگیری را به کار ببرید،تا به تعمیق حس طنز کمک کنید،حتی در طنز می‌توانید به “واژه سازی “هم روی آورید یا مفاهیم نو را بر کلمات سوار کنید که چه بسا در زبان معمول و رایج مردم هم کم کم به کار بروند. کافی است به معروفترین رمان معاصر طنز فارسی(دایی جان ناپلئون)مراجعه کنید تا ببینید زبان روان،شوخ و استفاده دقیق از کلمات و بار کردن مفاهیم جدید بر آنها،تا چه حد در خواندنی کردن کتاب و سپردن آن به حافظۀ جمعی نقش داشته است،تا آنجا که عباراتی مثل:”کار،کار اینگلیساست” در محاورات روزمرۀ ما،به صورت ضرب المثل درآمده است!البته طنزعبارتی را آگاهانه وحساب شده به کار ببرید وگرنه به لودگی پهلو می‌زند و مخاطب را پس می‌زند. یعنی طنز کلامی‌باید در خدمت ارائۀ ایده و نظر اصلی اثر باشد و نباید در بکار گیری آن زیاد دست و دلبازی به خرج بدهید.

 
۶- شخصیت پردازی

شخصیت‌های آثار طنز،اغراق آمیزند. این اغراق را می‌توانید از طریق کوچک نمایی یا بزرگ نمایی شخصیت‌ها انجام دهید. آدمهای آثار طنز،یا کوچک تر از آنند که در دنیای واقعی به نظر می‌آیند،یا بر عکس،بزرگ تر از اندازه خودشان در عالم واقع هستند.(البته معمولاً سایزی که آثار طنزبرای شخصیت‌ها می‌سازند، مناسب ترشان است. تو گویی طنزنویس، نقاب از هیکل ظاهری افراد بر می‌دارد.)در هر حال اثر طنز هر چند واقع نما باشد یا سرگذشت آدمهای واقعی را به تصویر بکشد،در سایۀ همین بزرگ نمایی یا کوچک نمایی، تصویری اغراق شده از آنها را نمایش می‌دهد.
ادامه دارد…

منبع: روزنامه اطلاعات – سه شنبه ۳۰ خرداد ۹۶

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.