جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷ - Friday 25 May 2018
کد خبر : 1663
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۷
- بازدید

بانو دی زاغو برازجونی؛

پسا انتخابات + فایل صوتی

وُی وُی وُی! مدتی بی که حوصلمون ته گرُفته بی و نمیفهمیدیم چه کنیم؟ نمیفهمیدیم بریم سرزمینِ موجلِ قرمزِ برازجون!؟ بریم تاتر شهر برازجون!؟ بریم کنسرتل برازجونِ سِی کنیم!؟ نمیفهمیدیم چه کنیم تا که انتخاواتکو رسید توو جونمون و ؛

لبخند جنوب

نویسنده: بانو دی زاغو برازجونی

وُی وُی وُی! مدتی بی که حوصلمون ته گرُفته بی و نمیفهمیدیم چه کنیم؟ نمیفهمیدیم بریم سرزمینِ موجلِ قرمزِ برازجون!؟ بریم تاتر شهر برازجون!؟ بریم کنسرتل برازجونِ سِی کنیم!؟ نمیفهمیدیم چه کنیم تا که انتخاواتکو رسید توو جونمون و به جون خُم نه، به جون صُغو چیش سفید طهری توو ئی ایام انتخاوات شور و هیجان داشتیم که موقه ی سال تحویل نداشتیم، جا داره از ۸۰ کاندیدِ به اضافه ی شیش تشکر کنیم. خومونیما بعضیل هم تو ئی ایام چنان قِر دادن که ایسو دکتر سیشون شیش ماه فزیوترامپی نوشته، بنظر مو که خرجشه بُید او ۸۰ کاندید بدن، نظر شمانه نمیفهمم!

 

ها از بحث اصلی صَرا نواویم؛ روز رای گیری، شورای مصلحت خِشَم به ریاست بنده که مُو باشم، تصمیم گرُفت که وسُیل ایاب و ذهابِ سی بانوان خشم که ما زنل بوییمِ جور کنه، شاگرد شوفر خِشِمِمون که قمرو سیرق بی مسئول حمل و نقل ما بی پُی پرَید چلقسه ی بواش، ناظر بر حمل و نقل هم بنده بیدُم، که از اول کار یعنی ساعت هشت صب تا ساعت دوازه شو مثِ الیزابت سُوم جلو ماشین قمرو سُقُلُوک نشسه بیدُم و کمربند هم زده بیدُم و بر امر مهم حمل و نقل نظارت می کردم، فاصله خِشِمِ ما تا حوزه رای گیری هم دو کیچه و سه خونه بی، که بنده، قمروِه موظف می کردم سر هر کیچه دو تا بوق و یه ترمز بزنه، خود بنده هم که مُو باشم، ظهر رأیمه دادم و شناسنامِمَم نادُم داخل داشبورد تا چپل نواوو، وژدانن چنان وظیفه شناس بیدم که نه ظهر رفتم خونه چاسمه بخارُم و نه شو، فقط از هِمی غذا و نذریلی که سی کاندیدل بهره میکردن، شونزه دَس گیرُم اومه، که چارتاشه توو ماشینی، لِف و لَه کردم، باقیشم بُردُم سی رمضون و زاغو، ها، اونایی که می گفتن، نذریمون از رایمون بیشتر بیده بُیَد بگم که مُو گشنم بی، وَختِ چی دُرُس کردن هم نداشتم الانم جاروف پنگیم برکم نهاده، غلاف هم نی! خود دانی!

 

هابله، واقعا مسولیت پذیری خیلی سخته، بنده بارها مسولیتل سخت داشتمه اُما اُمکِشه مسولیتی توو قدم خارد که لارُمه کرد مِی گراز یه تخته، الوته مسولیت از ئی سخت تر هم هِسِه، مثلا همی مسول گپ خومون بیدن، سختِ سختوِه! مهمترین بحثی که از صُب داخل ماشین داشتیم همی بحث گپ و رواتلیه که ئی شص هفتاد کاندیدا سی سند چشم انداز برازجون گفته بیدن، مثلا یکیش گفته بی قطارِ ومون گرفتن ولی نگران نبویین، مترو میزنیم، بنظرم میخا گوشوار و اِلنگوشه بوفروشه از خِشِم علی آواد تا کلیجا مترو بزنه، یا او عاموکو که سی مشکل اُو برازجون توو تُوسون میخا برازجونه وصل کنه قِدِ دریای سرخ، عام والا حواست بو کوسه نخارت، مریض ویمو! یا بنده خدایی که میخاس برازجونه کنه بزرگترین دهکده گردشگری شرق، عامو والا ما پُی کمدرونی برازجونه شهر کردیمه، شعرشم ساختیمه، “برازجون شهری شده بهزه کویته هشکله”، ایسُو تو میخی دهاتش کنی؟ چکار دارین! هر کمو از ئی کاندیدایل داخل سند چشم انداز برازجون، برنامیلی سیمون گفتن که ما می گفتیم عام والا اوس تا بحال کجا بیدیه، تو اصن بُیَد رئیس جمهور واوی، بلکم بیشتر!

 

ولی هیشکی دقت نکرد که نمیتره برازجونه برسنه به او سند چشم اندازکو، لابد میگین سیچه؟ نمیگین سیچه؟ خو بگین نه! سی محضی که سند چشم انداز برازجون، از روز اِولی که رمضون اومد خاسگاریم، سُه دُنگشه انداخت پس قوالم، ایسو شمانم هِی زور بزنین که برازجونه کنین پاریس کوچیکو ولی نمیترین سی محضی که بنده هِنی او ُسه دُنگِکوِه ری نکردمه، ها! چکار دارین! توو زمینه رای و تغلبی و خرید و فروش هم بنده اصلا وارد نویمُم سی محضی که پاکِ کاندیدل وارد واویدنه، خُوشونم اعتراض کردنه، فقط بگم که ئی وسط او کسی سود کرد که نذریشه خارد، رایشم فرُخت، انتخاوات ولاتشونم رفت سی دور دوم! چکار دارین! آخر شُو که وظیفه بنده تموم واوی و رفتم خونه، رمضون گف مدارکته بده تا از صُوا برم بانک سیت وام بگیرم که سی انتخاوات مجلس بتریم تبلیغ کنیم، ما هرچی گشتیم مدارکمونه نواجفتیم، یدفه یادم اومَ که داخل داشبورد پرید قمروه، آخر شو بی زنگش نزدم، نهادام صوا صُب زنگش بزنم که خودِ قمرو صُب گَه ساعت دَه اومَ خونمون گف یه کمی مُیه میخام سی توو شیر، گفتم خو بیزحمت شناسناممم توو ماشینتونه، سیم بیارش، گف: بوا ماشین ورداشته صب گه زده رَه، رفته تهرون، گفتم هِمی ایسُو زنگش بزن بینم کُجیه، قمرو زنگِ بواش زد تا بلانسوت توو مستراوه، چکاردارین! بوای قمرو از مستراو میا صَرا دِسپلشِه میشوره، میره داشبوردِ واز میکنه تا شناسنامم توشه، بلگ اِولیه واز میکنه، دِسِشَم خیس بیده میزنه شناسنامِمِه چول میکنه مِیله، ایسُو بنده اقدام کردمه سی شناسنامه جدید، سراغ ندارین چقه طول میده تا بیا؟ ها دیی ها

 

معنی لغات: خِشم: محله – چلقسه: له شده – سُقُلُوک: خبردار – چپل: کثیف – چاس: ناهار – لف و له: خوردن، نیست و نابود کردن – جاروف پنگی: جارویی از تاره نخل – اُمکشه: این دفعه – لار: بدن – مِی: مثل – گراز یه تخته: خُشک – کمدرون: سختی – زُر بخارین: دور بخورید – سی محضی که: برای اینکه – واویدنه: شده اند – بتریم: بتوانیم – گه: زود – صرا: بیرون – چول: داغون

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 4
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.