دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ - Monday 21 May 2018
کد خبر : 1849
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ - ۶:۲۰
- بازدید

شکوفه آرین نژاد؛

ضیافت کریمه

برنامه اومدن امسال اوس کنگفو و عیالش بانو کریمه مصادف شد با مصرف آخرین بسته گوشت فریزری ما که اینم خودش یعنی تعطیلی آشپزخونه و آشپزی تا اطلاع ثانوی که تابلوی گوشت موجود است در این مکان نصب شود.؛

شکوفه آرین نژاد:

کریمه کنگو

هنوز تابستون نرسیده و جنوب یکه تاز میدون گرمای کشوره و تو رشته جهانی بیماری های فصلیِ دامی روی سکوی اول عربده میکشه. امسال هم که شنیدم مثل پارسال قراره در خدمت پیشکسوتان این رشته استاد کنگفو و عیال محترمشون بانو کریمه باشیم. اینا برنامه سفرشون رو با کدوم آژانس تنظیم میکنن که اینقدر دقیقن من نمیدونم؟! ما الآن دوساله برنامه ریزی میکنیم پاشیم بریم کیش نمیشه، یبار مرخصی مون لغو میشه یبار مرخصی میدن بلیط میگیریم دم پرواز ریزگرد یقه مون رو میگیره پرواز لغو میشه؛ یبارم که هم مرخصی میدن هم ریزگرد بطور خیلی ظریفی دست از سرمون برمیداره و دیگه رفتنمون صد در صده هواپیما دچار نقص فنی میشه و پرواز لغو میشه، ولی این اوس کنگفو و عیالش آن تایم سر وقت هرسالشون میرسن. اینم از بخت بلند و برنامه ریزی دقیق مسئول فندانسیون کشورشونه. بعد میگن چرا جوونای مملکت ازدواج نمیکنن؟! ازدواج کنن یه سفر کیشم نتونن برن دوسالی یبار پزشو به این مجردای بی درد! که سالی به دوازده ماه تو سفرن بدن چه فایده داره خب؟

 

برنامه اومدن امسال اوس کنگفو و عیالش بانو کریمه مصادف شد با مصرف آخرین بسته گوشت فریزری ما که اینم خودش یعنی تعطیلی آشپزخونه و آشپزی تا اطلاع ثانوی که تابلوی گوشت موجود است در این مکان نصب شود. ماهم که نگران سور و سات مهمونی بودیم بساط سفر رو جمع کردیم تا برای تهیه گوشت و مایحتاج لازم و ملزوم دیگه به ولایت خودمون بریم و از اونجا گوشت سالم و جاسم با مهر استاندارد و البته “قیمت مناسب” تهیه کنیم.

 

همونطور که میدونید اهمیت این مورد آخر توی این دوره و زمونه از مهر استاندارد و سلامت گوشت سبقت گرفته و به خط پایان رسیده داورم پرچمشو دوبار بالا برده از طرفی هم نمیشه به هر فروشگاهی اعتماد کرد اگرم بشه همون مورد آخر ضربه فنی تون میکنه نمیزاره از اون فروشگاه خرید کنید، ماهم ازین ماجرا مستثنی نیستیم پس راهی ولایت شدیم. به هر حال مهمون حبیب خداست و الی الخصوص که ماه ضیافت خدا هم هست و بالاخره آدم نباید واسه مهمونش کم بذاره دیگه. از حق نگذریم توی این ماه ضیافت هم مسئولین ضیافت دیگه ای بپا کردن و از شیر مرغ تا جون آدمی زاد رو به وفور روونه ی بازار کردن و هرچی که بخوای هست و فروشنده ها با روی باز تقدیمت میکنن. و خلاصه خیلی هوای مردم رو دارند که کسی توی این ضیافت بی نصیب نمونه… مثلا من خودم ماه پیش نخود و لوبیا خریده بودم این ماه رفتم بگیرم دیدم چهار هزار و پونصد تومن ضیافتی تر شده، یا مثلا ماه پیش یه گونی برنج محلی حسنی نگو بلا شده خریده بودم که همین ماه رفتم دوباره بخرم دیدم دیگه خیلی بلا شده نخریدم.

 

یا حتی توی بازاره میوه که میچرخیدم دیدم فروشنده ها سبد های میوه رو باز میکردن اول به همه در و همسایه هاشون و مشتری ها تعارف میکردن بعد که همه برمیداشتن امتحان میکردن و از کیفیتش مطمئن میشدن اونوقت یه تخت چوب وسط سینی میذاشتن ؛ میوه ضیافتی ها رو بالای سینی و میوه نارس ها رو پایین سینی میچیدن تا ما اشتباهی میوه های بی کیفیت و ریز قسمتمون نشه و بتونیم یه خرید ضیافتی خوب ببریم خونه همراهمون. قیمت ها هم که دیگه خیالمون راحت طبق لیست روز منتشر شده اصناف ضیافت بازاره. اصلا تو این ماه مهربونی هوا چقدر خوب شده چهار درجه کاهش دما داشتیم و هفت ریشتر افزایش ریزگرد دیگه بهتر از این؟ اصلا این هوا جون میده برای خرید گوشت! تو همین هوای بهاریمون دو روزی دنبال گوشت اینقدر از عرض بازار به طول بازار مثل بز راه گم کرده رفتم و اومدم که انگشت کوچیکه ی پای چپم پینه بست هیچی تو این دو روز ساعتی پونصد کالری هم سوزوندم با زبون روزه و کف کفش شصت تومنیمم ازهم وا رفت، با یه حساب سرانگشتی قدر سه کیلو نخود و لوبیا و یه کیلو گوشت گوسفندی و نیم کیلو گوشت خودم ضرر کردم البته مورد آخر رو تو حساب کتاب نمیارم چون بجاش نیم کیلو ریزگرد وارد ریم شد که خدارو شکر کاهش وزنمو درجا جبران کرد. هیچکی هم گوشت نمیخرید، نگو همه رفتن پیشواز اوس کنگفو و بانو کریمه (فکرشم نمیکردم خبر اومدنشون تا ولایت ماهم سرو صدا راه انداخته باشه) کسی تو قصابی ها سرک هم نمی کشید که ما هم دنبالش بیوفتیم ببینیم از کی خریده؟ خوب بوده؟ راضی بوده؟ از همه مهمتر ضیافتی بوده یا نه؟!

 
القصه ما اون گوشت خوبه رو تو یه قصابی ته بازار اتفاقی پیداش کردیم و باهر تلاشی بود قصابه رو راضی کردیم دکور مغازش رو بهم بزنه و دو کیلو از نور چشمیش برای ما جدا کنه. اونم کم نذاشت و با حسن خلق خاص خودش گوشتمون رو از قسمت اون مهر سبز گنده ی روی لاشه طوری جدا کرد تا حسابی خیالمون رو راحت کنه که حداقل نیم کیلو فقط مهر استاندارد و سلامت واسمون گذاشته و حسابی گوشتش سالم و جاسمه. موقع حساب و کتاب هم خیلی ضیافتی از خجالت جیب ما درومد تا حسابی راضی باشیم. حالا فقط نگرانم مهمونا بشنون شام ضیافت خورشت گوشته خوف کنن نیان.

چه امتیازی می دهید؟
5 / 5.00
[ 1 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 4
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.