جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷ - Friday 25 May 2018
کد خبر : 1940
تاریخ انتشار : شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۷:۰۰
- بازدید

بانو دی زاغو برازجونی؛

آنجلینا جولی به برازجون می آید + فایل صوتی

دی نمکو گف: کیه؟ گفتم: آنجلینا جولی جون مرگاویده قراره بیا برازجون! صغو چیش سفید گف: سیچه؟ گفتم: توو نامش نوشته که میخا به عنوان استاد میمون توو دانشگُی اقتصاد...؛

نویسنده: بانو دی زاغو برازجونی

طنز آنجلینا جولی به برازجون می آید

دیگ پسین سر ساعت شیش، جلسه مجمع تشخیص مصلحت خِشَم به ریاست بنده توو خونه ی مُو که هُمو بنده باشم تشکیل واوید. هِمی اول جلسه، صغو چیش سفید گف: دی زاغی زنل کیچه یل شمالی خِشَم نسبت به اَسفالت نواویدن کیچه شون اعتراض دارن، میگن چه مث بلگ قاوچندلی هِی جلسه میگیرین و تُرِش ندیاره؟! دی عبدی هم پشت بند صُغو گف: عید اُمسال خونه مُو واویده بی مستراو عمومی، هرچی مسافر نوروزی اومده بی برازجون، مستراو نواجفته بیدن، هُل میخاردن توو خونه مُو، سُه مرتوه چَه خونمونه خالی کردیمه و هِنی اِرور میده میگو حافظه پُره، یه فکری سیم کنین! ننه ی اِبرام هم گف: آخو ئی دُرُسه که مُو بچمه وردارم بی یرم خِشِم اوولی تا تاب بازی کنه؟ سیچه خشم ما یه دونه فِضِی سوز نداره؟ نه زشتک بازیه؟! قمرو جون مرگاویده هم شی زکِ مُو نشسه بی گف: کاشکی خِشِمِلِ چار هِلِ دُوره فردوسی پیل ری هم بکردن و خیابونکوِه از اول تا آخُر نرده بزدن، تصادفش از جاده شیراز بیشتره! زینو زچو گف: خو خیابون بیمارستان چه؟ نویمو وَش تـُو واوی، تا شی چلت ماشین و موتور میا! دِی نمکو سیرق هم گف: هُم عروسم شیرازیه، ما هر سری که میخِیم بریم خونشون، از بس توو خِشِمشون ساخت و ساز ویمو که ما رَه خونشونه گم میکنیم، اُما برازجون و مخصوصا خِشِم ما، نِه خط مترو داره، نِه مجسمه مانه مِیلن توو میدونل خالی، نه چی، از شص سال پیش تا ایسو هیچ تغیری نکرده، فقد ده سالی یه مرتوه ری اسفالت چارتا خیابون ریکِش می کشن و پیل مفقود می کنن! کَل سکینه هم گف: فعلا نطقته کُ تا مُو بعدش به بازار بپردازم!

 

هِمی که خاصم یه اِهِمّی کنم، زاغی اِرنک پُی لب تابش وارد مجمع واوی و گف: مانی ایمیل جدید داری! گفتم: بتا بخونم، گف: بیـیَه، سیت ترجمش کردمه، گفتم مِی از خارجه؟ زاغو گف: ها، ما شروع کردیم وُ خوندنِ ترجمه و وختی تموم واوی سِی کردم تا اعضای مجمع سُکِ هم میدن و چیشک و بُرمکِ هم میندازن، وشون گفتم: موضوع جلسه اُمروزهِ بُیَد تغیر بدیم، مِیمون خارجی داریم، دی نمکو گف: کیه؟ گفتم: آنجلینا جولی جون مرگاویده قراره بیا برازجون! صغو چیش سفید گف: سیچه؟ گفتم: توو نامش نوشته که میخا به عنوان استاد میمون توو دانشگُی اقتصاد لندن دوره‌ ی “تأثیر جنگ بر زنلِ” درس بده، سی محض دورِیکو میخا نحوه استفاده از جاروف پنگی یاد بگیره که بعنوان قوی ترین سلاح دفاعی زنل سی اولین بار داخلِ خارج دَرسِش بده، همه گفتن: هااااا، قمرو گف: خو از کجا میفهمیده که تو تدریس میکنی؟ گفتم: والا مُو سی واشنگتن پست و لس آنجلس تایمز آگهی تدریس خصوصی مخوف ترین سلاح زنونه یِ جهانِ پُی ظرفیت محدود (ده نفر)، داده بیدُم، لابُد خونده! مِی مِثِ مانِن، اونا خارجین، گت و کوچیکشون روزنامه میخوننا! همه گفتن: هاااا؛ کل سکینه گف: وُ هر نفری چقه پیل میخِی بوسونی؟ گفتم: نفری ۱۷۰ هزار دلار تومن! ننه سیرقِ ابرام گف: ئی همه پیل سی چنِتِه؟ گفتم: بین خومون بمونا، کاوادِ کاخ سفید یه خونه ای سر دو نفش شی چیش کردمه، پیلم کمه، میخام بوسونمش، سالی هَش ماه برُم اونجُو توو امکانات غوف بخارم، چار ماه هم بیام برازجون تش باد بخارم، همه گفتن: هااا، سی زاغو گفتم: سیش ایمیل بزن که با حضورت توو کارگُی آموزشیم موافقت میکنم، زاغو ایمیل زد و سُه دِیقه طول نداد که باز سیم ایمیل اومد، زاغو گف: مانی جواب داد: تنکیو مای لاو، سی یو سون، گفتم: یعنی چه: زاغو گف: یعنی دِسِت بی پات درد نکنه، بزودی می بینمت عشقم، مانی به مُو گف عشقم! گفتم: چیلته بیـیَند، پُی مُنه! بدو برو دینده ی کارِت، زاغو رفت و زینو گف: خو چه کنیم ایسو؟ گفتم: بُیَد برنامه استقبال خرنگی سیش بریزیم!

 

قمرو گف: دی زاغو اینا لیت می گردنا، توو ئی تش باد چه میخِی کنی برش؟ گفتم: لواس قِر می کنیم برش و مِینا می کنیم سرش! زینو گف: خو دَمپاش چه؟ گفتم: اُرسی زنونه دارم میدمش، صغو زچو گف: توو ئی اَفتوکو چیش جولی جِییه نمی وینه منم ماسک جوشکاری سیش میارم! ننه اِبرامو ارنک گف: شوم هم مُو سی جولیا قلیه و للک دُرُس و دال عدس دُرُس میکنم، قمرو هم گف: منم سیش هشتا سمبوسه و چِل تا پکورا میسونم پُی دوغ! منم گفتم: خو دِسِرشم حلوای انگشت پچ دُرُس میکنم و رنگینک، کل سکینه گف: رِه نزنش؟! گفتم: نه اینا خارجی اصلن، هیچ آزاریشون نی! زینو گف: منم سیش میخونم: عقربی توو جومِمِه نیله بیشینم، هِی! یا بی یِین عقدم کنین یا بُکشینم، هِی! دی عبدی هم گف: مُنم قِیلون برازجونی پُی تمباکو برازجونی اصل سیش چاق میکنم که یادگیریش بره بالا بالا، بالِی بلندو! دِی نمکو سیرق گف: راسی میگما، میرِیلمونه چه کنیم؟ گفتم: آفران سوال خوبی بی، صُغو چیش سفید گف: ئی چیش سفیدل بُیَد خونه زینو اینا قرنطینه واوِن، همه گفتیم: موافقیم! مُنم هموسُو لایحشه تصویب کردم! قمرو گف: دی زاغی، سی جولی جون بگو تا مُو یه تست بازیگرینی ورش بدم و اگه قبول واویدم تا بعنوان بازیگر نقش مقابلش بازی کنم و پرچم برازجونِ سیتون بیرم بالا، زینو گف: قمرو راس میگو، دده والا ما هرچی توو برازجون تئاتر کار میکنیم و غر صحنه خاردیم اصن ترش ندیاره، دی نمکو گف: بجون نمکی که میخام دنیاش توو چیشش سیاه واوو، مُو بَسکه غر صحنه خاردم که رِه زدمه ولی هیچ مالی نواویدمه، گفتم: هَع! برازجون ایقه بازیگر داشت و مُو سراغ نداشتم؟ کل سکینه گولیشه صاف کرد و گف: بگو بازیگر درجه یک، صغو گف: کل سکینه لایک داشتی! گفتم: باشه سیش میگم.

 

دی عبدی گف: خو ایسو کجا بیریمش زُر و دورش بدیم؟ ننه ابرام گف: اصن ور چه وُیسکنیمش و پاش چارتا عکس بیگیریم و عکسلکو بدیمش منتشر کنه که جهان مانه بشناسه؟ صغو گف: مناوه بیریمش درختشم زیاده، میگیم جنگله، قمرو گف: نه، می یریمش شازاوریما، بلکم مومناوی، سی ککام رفتم خاسگاریش! دی نمکو گف: وُیمیسکنیمش ور دژ، الوته ئِی ریش نرُمبه، تا عکس بیگیره، زاغو گوش بلتکی که پس در وُیسکیده بی گف: مانی خم دسشه میگیرم می یرمش پاساجل برازجونا، توو هرچی کمبود داشته بوییم جانم از خدا توو پاساج خودکفا واویدیمه، گفتم: نه جون لازم نکرده تو دسشه بگیری بی یری، قمرو گف: تازه اونا خرجی ینا، مِی مث مانن که همه جا دینده ی بازار و پاساجیم! کل سکینه گف: خو پُی چه بی ریم زری وَش بدیما؟ قمرو گف: پُی پرید بوام! زینو گف: پُی خر، امنیتشم بیشتره و تازه نمیفهمه اَسفالتل خیابونلمون چقه تل و تمبال داره، گفتم: بوی دلت میا جولوِسیرقِ سوار خر کنی؟ خُم میرُم مزدا تری کِریه میکنم! صغو چیش سفید گف: خو سوغات چه بدیمش؟ زینو گف: یه جفت اُرسی ری فرشینی سی ددش! دیی نمکو جونمرگاویده گف: یه ته سُتین کاخ چرخاو بدیمش تا بفهمن برازجون هم کاخ کوروش داشته، کل سکینه گف: اِیکالی دی زاغی کلاسته کجا می خِی برگزار کنی؟ گفتم: والا سر چاوِ رفیق میش رمضون دوتا بُنِی مخ کاشته میرِیم اونجُو تا یه گونی جاروف پنگی تر هم جمع کنه پُی خوش بی یره! قمرو گف: سی آموزشت حریف تمرینی نمیخِی بتا مُو حریف تمرینیت واوم، دی نمکو گف: بتا منم نایب حریف واوم، صغو گف: خو هرگا او دو تای ناک اوت کردی بتا مُو بیام جاشون فقد هلِ چیشم نزن میخوام سیل برق چیشل جولی کنم، گفتم: قرعه کشی میکنم، هیچ خوفتون نبو! پاکتونه بلال میکنم!

 

ننه ابرام گف: خو آخرا سی عکس و امضا چه کنیم؟ قمرو گف: بتا بلیط بوفروشیم، جون خم میلیاردر ویمیم، زینو چپل گف: دی زاغو، قمرو راس میگو، هم تو میتری خونِته بوسونی هم پُی پیل بلیطلکو ویمو یه پیست خر سواری، و دو تا پیست رالی گت و یه سرزمین موجل قرمز، و بیمارستان فوق تخصصی قلب و گوش و بینی بسازیم تازه دکتر خارجی هم وارد کنیم، دی عبدو سیرق گف: تازه وجب وُ وجب برازجونِ مستراو می سازیم که مو دی نخام چَه خونمونه فرمت کنم، ننه ابرام گف: تازه مترو کیلیجا – فردوسی هم می سازیم تا بره فرهنگ شهر بعد زر بخاره بیا بره بوشهر تا دی کسی پی مینی بوس قِلَته نره، کل سکینه هم گف: پُی ته مُوندشم یه پارک دیم درازی مختص زنل می سازیم، گفتم: صب کنین! صب کنین! ای خو سوپرمن نیسه که برازجونه کنه پاریس خو، بعدشم، آنجیلا جولی جونِ جونمرگاویده توو ایمیلش نوشته بی که میخا بی خِت خِوَر بیا، نپس فکر بیلیط نبویین! قمرو گف: جولی خو ایقه سیرق نبی، زینو گف: بنظرم میخا سی بچیل ددش سوغات نی یره! صغو گف: خو ایسو چه کنیم؟ گفتم: توو سکوت کامل خبری برِین کارلتونه کنین تا بیا، ها دیی ها!

***

معنی لغات: خِشَم: محله – یلِ: هایِ – واوید: شد – بلگ: برگ – قاوچندلی: ساقه ترش مزه از گیاهی به نام چندلی – ترش ندیاره: اثری ازش معلوم نیست – واویده: شده – بی: بود – نواجفته : پیدا نکرده – چَه: چاه – هنی: هنوز – ابرام: ابراهیم – او ولی: آنطرفی – جونمرگاویده: جوان مرگ شده – شی زک: خیلی نزدیک – چار هل دور: چهار طرف – زینو: زینب – زچ: گستاخ، لجباز و نترس – تُو واوی: بگذری – شی: زیر – چلت: بغلت – سیرق: سرتق – مِیلن: می گذارند – ری کش: روکش – کَل: کربلایی – اِرنک: لجوج و لوس – پُی: با – بیـیَه: بیا بگیر – سیت: برایت – مِی: مگر – سک: با دست به پهلو دیگری زدن – برُم: ابرو – بُیَد: باید – میمون: مهمان – صغو: صغری – جاروف پنگی: جارویی از خوشه خشک شده و بدون میوه درخت نخل – گت: بزرگ – کاواد: مشرق – دو نفش: دو نبش – شی چیش: زیر چشم – غوف بخارم: غلت بخورم – چیلته بیـیَند: دهانت را ببند – دینده ی: دنبال – ایسو: الان – خرنگ: داغ و افروخته – لیت: لخت – لواس قر: لباس محلی مانند لباس لری – مینا: روسری نازک مستطیلی – دمپا: دمپایی – افتو: آفتاب – ره: اسهال – جومه: لباس – میرِیلمونه: شوهرانمان را – دده: خواهر – غر: گرد و خاک – گولی: گلو – ویسکیدن: ایستادن – پاش: باهاش، با او – مناوه: پارک منابع جنگلی سرکره – شازاوریم: بقعه امامزاده ابراهیم نینیزک برازجان – ککا: برادر – نرمبه: ریزش نکنه – وش: بهش – دینده ی: دنبالِ – تل و تمبال: زمین ناهموار – ستین: ستون – کاخ چرخاب: بقایای کاخ زمستانی کوروش در برازجان – ایکالی: راستی – چاو: زمین کشاورزی – بنی مخ: زمینی که در آن نخل باشد – بتا: بگذار تا – پاک: همه – کیلیجا : محله ای در برازجان – قلته: قراضه – بی خت خور: بی خبر – بچیل: بچه ها – برِین: بروید

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 4
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.