جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷ - Friday 17 August 2018
کد خبر : 1386
تاریخ انتشار : شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۶:۳۰
- بازدید

ارسلان متوسلی؛

می میری!

همیشه وایمیستم و تابلو اعلانات این دو جا رو به هوای استخدام می خونم، ولی به جون خودم که نه، به جون شما، پنج ساله که میخونم و دریغ، دریغ از یه دونه آگهی استخدام؛

ارسلان متوسلی:

لبخند جنوب

آخ آخ آخ اَمون… اَمون از دست این زمونه ی بی وفا… آقا این مسیر خونه ما جوریه که هر روز صبح یه بار از جلو شهرداری و یه بار هم از جلو آموزش و پرورش رد میشم، همیشه وایمیستم و تابلو اعلانات این دو جا رو به هوای استخدام می خونم، ولی به جون خودم که نه، به جون شما، پنج ساله که میخونم و دریغ، دریغ از یه دونه آگهی استخدام، اصلا کارگر ساعتی هم نمی گیرن چه برسه به استخدام کامل، اما در عوض هر روز ده بیست تا آگهی فوت می زنند، به جون خودم نه، به جون شما روزی دو بار به فکر مرگ می افتم و باز وقتی گاز موتور رو میگیرم، چنان تکچرخی میزنم که علاوه بر چراغ خطر، این پشتِ سرم هم آسفالت رو حس میکنه، شما فکر کردین توی این سن بخاطر بی کاری و مسائل اقتصادی، پشتِ سرم طاسی گرفته؟ نه! تکچرخ طاسم کرد! آره بابا، تازه وقتی هم که میرم خونه میشم شمر جیگر خوار، بازم عین خیالم نیست، آره به جون شما نه، به جون خودم، اصن همون به جون شما باز وقتی که میرم دمِ مغازه بابام وایمیستم، مشتری ها رو چنان ژیلت میزنم که صافِ صاف میشن، یا مثلا مردم رو که می بینم چنان دروغ میگم که جیگرم خنک میشه و طحالم برفک می زنه و امعا و احشام میشه عصر یخبندان، آره روزی چهل پنجاه تا آگهی فوت می بینما اما آدم بشو نیستم که نیستم؛ البته خیلی هم آدم بدی نیستما، ولی تا کوچیک بودم که سنگ بر میداشتم و تو سر گربه ها میزدم تا نسلشون منقرض شد، بزرگتر شدم تو سر سگ همسایمون میزدم که اونم میخواس تیکه پارم کنه ولی زنجیرش کوتاه بود، حالا هم تفنگ بر میدارم میرم شکار! فکر می کنید چه میزنم؟ جوج میزنم با نوشابه؟ نه! گنجشک می زنم با بلبل! البته گوشت زیادی نداره، پوستِ و استخونه ولی لذتی که توی شکار هست توی انتقام نیست… ای دل غافل هر بار که به فکر هفتاد هشتادتا آگهی فوت تابلو اعلانات می افتم، دلم میگیره و به فکر بدبختیام می افتم، همونا که مردم نمی دونن، حالا درسته که مردم نمی دونن ولی من که می دونم! آخ آخ آخ چقدر بوق الکی زدم و مردم رو هول کردم و اعصابشون رو خرد کردم ولی دهلیز چپم خنک شد! امون از دست این زمونه بی وفا، امون! تکچرخ بزنی می میری، نزنی، می میری، دروغ بدی می میری، ندی، می میری، اذیت کنی می میری، نکنی، می میری، اصلا هر غلطی بکنی می میری، هیچ غلطی هم نکنی بازم می میری. پایان

 

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.