چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ - Wednesday 15 August 2018
کد خبر : 1188
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۶:۳۳
- بازدید

مصطفی مشایخی؛

جوراب!

وقتی روز مرد فرا رسید، خانوم با هدیه ای کادو پیچ شده وارد منزل شد که از قد و قواره اش معلوم بود جوراب نیست.؛

مصطفی مشایخی

حبیب آقا می گفت پارسال، دو سه روز به “روز مرد” مانده، پیش دستی کردم و رفتم سی جفت جوراب در رنگ های مختلف خریدم که خانوم را در برابر یک عمل انجام شده قرار بدهم تا گرینه ی دیگری را برای هدیه انتخاب کند. زیرا از زمانی که آقای خانه شده بودم. جز همین هدیه ی ناقابل، چیزی از طرفِ مقابل دریافت نکرده بودم .
وقتی روز مرد فرا رسید، خانوم با هدیه ای کادو پیچ شده وارد منزل شد که از قد و قواره اش معلوم بود جوراب نیست. بهار عیش در خزان وجودم جوانه زد و از این که طرحم با موفقیت روبرو شده بود، خوشحال بودم. هدیه ی کادو پیچ شده را که باز کردم و دیدم یک دست کت و شلوار خوش رنگ و خوش دوخت است، نزدیک بود ذوق مرگ بشوم . با خودم گفتم کاش زودتر به فکر این ترفند افتاده بودم و سی سال آزگار در چنین روزی نگاهم به آن جوراب های بنجول لعنتی نمی افتاد. کت و شلوار را پوشیدم. کلی روی تیپم رفته بود. خانوم گفت:” از برندهای معروف ایتالیاییه. سه میلیون پولش شده “.
در حالی که از شنیدن قیمت کت شلوار، گُر گرفته بودم، گفتم:” سه میلیون! از کجا”؟ خانوم گفت:” پولی را که برای خرید جوراب کنار گذاشته بودم، پیش قسط دادم. قرار شد بقیه اش هم خودت سه ماهه بدی”. این جا بود که فهمیدم طرحم، طرحی کارشناسی شده نبوده، به همین خاطر از خانوم خواستم کت و شلوار را ببرد پس بدهد و همان همیشگی؛ یعنی یک جفت جوراب را برایم بخرد.

مصطفی مشایخی

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.