جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷ - Friday 25 May 2018
کد خبر : 1039
تاریخ انتشار : یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۰:۵۰
- بازدید

طنز گویشی؛

تونم ها؟

وختی صُغو اینای می گف: حال دومادیِ داشتم که شو عروسیش آشپلا (آبکِش) دادنه دِسِش که اُو کنه، نمی فهمیدم چه کنم؛

دی زاغو برازجونی

نویسنده: بانو دی زاغو برازجونی
اُمروز مراسم فاتح یکی از هُمسادیل قدّیمیمون بی که اتفاقا قِدِ خـُم آدم معروفی بی، بلکم بیشتر؛ قرار بی ساعت چار و نیم، خـُم و دوتا دِدَم (خواهرم)، توو پرانتز، که یکیش شی (ازدواج) کرده بوشهره، یکیشم شی کرده شیراز، و رمضون و یکی از کُکِیلُم بریم فاتحش؛ دِده کوچیکوم که از بوشهر اومَ، رَه وُ رَه دینده ی همه مون اومد و سوارمون کرد و رسُندمون دِم مزجد، نِهِی که بریم داخل، سی رمضون و ککام گفتم از اول مراسم تا آخرش سُقلوک (خبردار) دِم دَر وُیسِکین تا همه بیوینِنِتون، چکار دارین! رفتیم داخل مزجد تا فقد خوشونن و خومونیم، ما تسلیتی گفتیم و نِشسیم و تـَکِّه دادیم قِدِ دیوار و سی مرحومکو دو صفه قرآن خوندیم و فاتح دادیم، هُمو قِسات، صغری خانم؛ نه هُمو صُغو چیش سفید بُگم بختره، ها، صغو اومَ داخل، سلام علیکی کرد و دقیقا ریوِ ریم (روبه رویم) نِشس، از وختی که نِشِس توو کُت (ته) چیش مُو سِیل میکرد تا آخرش، مُو پُی خـُم گفتم ئی چشه؟

آخو مال بواته خاردمه ئی طهری سِیلم میکنی، کِشتیِلته پنچر کردمه نترسیه بری بار بیاری؟ چه کردمه؟! غیرِ ایکه دو مرتوه بُلکُمی (قلدری) کردی پُی جاروف پنگیم زدم شسمت، حلالت کردم نهادمت توو افتو تا خشکاوی، غیرِ او کاری نکردمه، هِمی طهر که توو دِلِ خـُم پُی خُم گپ میزدم، سِیلِ دده ی کوچیکوم کردم، یواش توو گوشش گفتم، برو سی صُغو بوگو تا بیا ورُم بیشینه، دِدَم رفت وَش گفت و صُغو اومَ برکم نِشِس، حال و احوالی کردیم و گفتم: چه تکه دیوار دادیه و سِیلت ری منه؟ صغو جونمرگاویده گف: “جاروفته اُوُردیه؟” گفتم: نه! گف: “ها، سِیلت میکردم و توو فکر بیدُم که تو پُی ئی آدمکو که مُرده یُومی (هر روز) جر بیدیه، خُم شاهدم چارکِشه جاروفته توو سِرش اِشکُندیه، چه واویده ایسُو اومدینه فاتحش؟” گفتم: دی به هر حال حق بر گردنمون داره، خو دی چه فکری میکردی؟ صغو گف: ” فکر میکردم که تو گِیی عکس خُوته ری پروفایلت نمی نادیه، دوش اینستاگرام و واتساپ و تلگرامته چک کردم تا بَه! رفتیه آتلیه، عکس گرفتیه، عکس نهادیه! تونم ها؟” دی مُو هیچ نمی گفتم و ولی ئی صُغو چیش سفیدِ جونمرگاویده اِنگاری رادیو قیت داده بی، سی خُوش رقات می کرد و می گفت، صغو گف: ” ئی روزل هر سایتیه واز میکنم تا چارتا مقاله توش نوشتیه، سی هر مناسبتی پیام میدی، پُی آدمل گـُت گُتو میگردی، عکس مِیلی!”

وختی صُغو اینای می گف: حال دومادیِ داشتم که شو عروسیش آشپلا (آبکِش) دادنه دِسِش که اُو کنه، نمی فهمیدم چه کنم، صُغو یه نِفِسی کشید و گف: چه واویده که گـُر و گُر هُمایش برگزار میکنی، نمایشگاه میری، بفکر نیازمندل اُفتادیه، تو خو هیچ وَخت کمک فقیر نمی کردی، ایسو چک روز مینویسی سی نیازمندل؟ تونم ها؟” یعنی پُی گپل صُغو حالم واوی مِی آدمی که ۴۸ قِس بدهکار بانکه، ولی صُغو دَس کِشا نِبی، بازم گف: “ها چه واویده ئی روزل اینستاگرامت فعاله؟ گلزار شهدا میری عکس مِیلی، شازاوریم میرِی عکس مِیلی، توو خاورمیانه یه چی ویمو، پُست مِیلی، دی زاغو راسشه بوگو بینم چه واویده، تونم ها؟ میخِی کاندیداوی؟!” مُو باز هیچ نگفتم و توو دِلُم پُی کوسه ای که میخا سیویل بکاله، همدردی می کردم ولی ئی صُغو! ئی صُغو عغده ای تموم نمی کرد، باز گفت: “دی زاغو اوسُو ئِی کسی ایقه چی وَت می گفت، زنده نمی نادیش، چه واویده اُمروز نِه جاروفته اُوُردیه و نِه جواو مُنه میدی و مِیلی تا گپمه بزنم؟” دِدَم که هلِ چپم نِشسه بی یواش توو گوشم گف: میخِی خلاصش کنیم سیت؟ گفتم: نع بتا گپشه بزنه، ولی حالم مِثِ حال اسبی بی که آج سُمِلِش رفته بو، هیچ حرکتی نمی ترسم کنم، ولی توو دلُم گفتم، صُغو بتا رأی بیارم، بتا انتخاب واوُم، کاری میکنم که اَصَن اَفتو هِلِ خونتون نره، اِگِرَم خاس بره، شُو بره تا نفهمی و جلدی هم واگرده، بلالت می کنم، شیشتا جاروف پنگی توو مِلاجت خُرد میکنم، پُی جاروفم پاک تِک و طِیفته می وِرشِنم، عغده ای، چیش سفید، جونمرگاویده، اینایِ توو دِلم گفتم، اُما صُغو باز شورو کِرد گپ زدن و گف: “سراغته دارُم که مدتیه سفارش جاروف آلمانی ندادیه، هاسِی توو مردمی تولید ملی استفاده میکنی، ها، تونم ها!” دی احصاوُم واویده بی فضولات! مُرخی که جانم از خدا مُوبیلش زنگ خارد تا میرِشه و میخان برن، خدافظینی کرد و از ته کُت چیش سِیلش کردم و رف، چکاردارین، ساعت شیش و نیم که واگشتم خونه، هیشکی جرات نداشت پام گپ بزنه، رنگ توریم بُنگ میدا که چمه! هِنی نِنِشسه بیدم که بُنگ زاغو دادم و گفتم: بیو اینستاگراممه بیار، بزن ئی صُغو عنچوچکِ پُی کل تِکِ طِیفشه بلاک و ریپورت بُکُ تا شیش مُی دیه سیش بُگم، ها دیی ها

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 4
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.