جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷ - Friday 25 May 2018
کد خبر : 603
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۱
- بازدید

دی زاغو برازجونی؛

دایرکت + دانلود فایل صوتی

سُه هُم عروس دارُم ، یکیش بوشهری اصله ، یکیش فابریک بچه تنگسونه ، یکیشم شیش دونگ گناوه ایه ، مُو پُی سُه تاشون از همه هَل تفاهم دارم ، فقد از هِلِ هُم عروس بیدَن ، سُه تامون پُی هم سوتفاهم داریم ؛

نویسنده: دی زاغو برازجونی

دی زاغو برازجونی

دی زاغو برازجونی

دیگ پسین ساعت پنج و نیم شیش ، مُو بیدُم و زاغو و رمضون میش (میخواسُم قافیش دُرُس در بیا) نِشسِه بیدیم ری مُبل و سُه نفری رفته بیدیم توو گوشیلمون ، رمضون گوشی چپلوشه ورداشته بی و توو نرم افزارلش می گشت دینده ی مُیی تازه ، زاغو ، گوشی خونوادیمونه ورداشته بی و چک می کرد ، مُنم گوشی شخصیمه ورداشته بیدم و توش زُر میخاردم ، چنه؟ سیچه تعجب میکنین؟ بتا همیسُو تعجبتونه برطرف کنم تا بونه ای نواوو سی بعضی از ئی پُسرل چیش سفید که بیان دایرکت (بخش پیامل خصوصی اینستاگرام) پیام بیلن سیم ، مُو که بنده باشم یه گوشینی دارم که توش واتساپ و تلگرامُم نصبه و پُی هُم عروسلُم گیر بحثل علمی هِسیم در مورد زنل طیفه مون ، زاغو هم یه گوشنی داره که قِدِ لِنگِ دَمپاشه ، رمضونم یکی داره ، اُما یه گوشینیم نادیمه سی کارل مشترکمون ، مثلا سی پُست نادن توو اینستاگرام و کانال تلگرام مشترکمون ، ها چکار دارین!

هِمی طهر که پُی همُ عروسلُم مَژغول کارشناسی کردن بولیز زن عام رُسَم بیدیم ، زاغو گف: مانی چقه پیام اومده توو دایرکت ، جواوشونه نمیخِی بدی؟ گفتم: نه ، جواو ئی چیش سفیدلِ نمیدم ، رمضون گف: چطو؟ گفتم: مِی دایرکتِ چک نکردیه؟ یکیش نوشته بچی کجیی؟ یکیش میگو چن سالته؟ یکیش شماره واتساپ میخا ، مِی بیکارُم جواوشونه بدُم؟! زاغو گف: مانی زشته جواو ندیا بوگو خو! گفتم: زشت پیرزن اُفریقـُیه ، گفتن فِضِی مزاجی ، نگفتن: فِضِی بازجویی خو ، زاغو گف: مانی مجازی ، نه مزاجی ، بوگو خو! گفتم: مِی چه گفتم؟ زاغو گف: گفتی مزاجی ، گفتم: خو حالا هُمو ، زاغو گف: مانی فِضِی مِجازی یعنی مُجازی پُرس و جو کنی! گفتم: زاغو تا ایسُو هَژده تا ضربه چو(چوب) بیل خارده پس مازت که تا شیش ماه مِثِ شتر مُرخ رو کنی؟ زاغو گف: نه ، گفتم: خو گپ الکی نزن وگرنه میخاره ، رمضون گف: برم بیلکو بیارم؟ زاغو سِیلُم کرد و گف: مِی وُ دِسُم عاجزین؟ هَع نویمو دو کلام گپ بزنم ، ناتر نه ایطهر بیدینا ، ئی یکی دوسالکو ایطهری واویدینه بیگین خو! گفتم: وسط بحث علمی مُو پُی کارشناسل گروه ، خو یه آدم بیکار نمیا بگو کار میخوام خو ، وری برو دینده کار بگرد سی خوت ، گوش مُفتی گیر اُوُردیه ، زاغو گوشی مشترکمونه نهاد زمین و گوشی شخصیشه ورداشت ، رمضونم شماره یه مُیی قواد فروشی واجفته بی هاسِی پاش چَت میکرد ، مُنم پی کارشناسل گروه تصمیم گرفتیم که بریم توو پارک بانول بیشینیم و بحثلمونه ادامه بدیم ، سی رمضون گفتم و رفتم سر و چادر کردُم که برُم هِلِ پارک ، رمضون گف: مواظب خوت بو ، احتیاط کنا ، گفتم: سیچه؟ گف: هیچی هِمی طهری! رمضونو جون مرگاویده زهلمه بُرد ، آخو گِیی وَم نمی گف ؛ جلدی رفتم توو اتاقم و بعدش اومدم رَه پارکِ گرفتم دَس و رفتم تا هُم عروسلُم جَمشون جَمه و فقد قند و عسلشون کمه ، ها چکار دارین!

راسی سُه هُم عروس دارُم ، یکیش بوشهری اصله ، یکیش فابریک بچه تنگسونه ، یکیشم شیش دونگ گناوه ایه ، مُو پُی سُه تاشون از همه هَل تفاهم دارم ، فقد از هِلِ هُم عروس بیدَن ، سُه تامون پُی هم سوتفاهم داریم ، یعنی اگه یه زنیه دیدین که پُی هُم عروسلش تفاهم داره ، دِسشه بدین مُو تا نومشه توو دفتر رکوردل گینس بینویسُم ، ها چکار دارین! همیطهر که پُی هم گیر گپ و روات بیدیم ، هُم عروس گناوه ایم گف: دی زاغو عکس رنگینک قشنگی نهادیه مِنِ اینستاگرام ، دلمه بُرد ، گفتم: آخی اُمشو یه بشقاو رنگینکی سیت دُرُس میکنم میارُم ، گف: راضی وُ زحمتِت نیسُم ، گفتم: چه زحمتی ، هُم عروس بوشهریم گف: مِی شما هِنو توو اینستا گرفتار اُوپیچکین؟ گفتیم: ها ، گف: مُو خو سی محضه پس دیواری و خوت خوتکی ، پس پناهی نمیام ، هم عروس تنگسونیم گفت: دایرکت شما هم شُلغ هن؟ همه گفتیم: هاااا ، ولی جواب نمیدیم ، هُم عروس بوشهریم گفت: بهنوشو بختیاری اومده پیام داده طرز پخت قلیه موهی میخاس ، مُو دیر جوابش دادم میگه ما اندازه شما مزاحم نداریم که شما سی جواب دادن ایقه آدم معطل مِیلین ، هم عروس تنگسونیم گف: خُیا نُکو ای بچ وارا بفهمن که یه زنی اینستا داره ، تا بلاک نوایین ول کنش نیسن ، هم عروس گناوه ایم گف: هانه ، زنگَل ایسُنی هم فابریک باکلاسِن دِ بَدتر! گفتم: ها اتفاقا مُو دایرکتمه چک نمیکردم تا ایکه یه نفری اومد هِی اینگیلیسی نوشت دایرکتته چک کُ ، ایسُو که رفتم تا هیلاری کلینتونه ، می گف از یک ماه پیش پیامت میدادُمه و جواب نمیدی ، گفتم: پاک تخصیر ئی پُسرل چیش سفیده ، از بَس پیام میدن که دی مُو هِلِ دایرکت نمیام.

هُم عروس بوشهریم گف: ازش نپرسیدی بینیم اونا هم نمازبُر (مزاحم) دارن یا نه؟ گفتم: بله پرسش کردم گف: ما چیشمون لِقِه که یکی بیا دایرکتمون و نمیا ، هُم عروس بوشهریم شیرنی تارفم کرد ، دَس کردم که وَردارم ، بال چادرم رفت کنار و هُم عروس گناوه ایم گف: دی زاغو یُو چنه زِر بال چادرت؟ گفتم: کو؟ گف: اینا ، گفتم: ای سلاحمه ، هُم عروس تنگسونیم گف: سلاح سی چتن؟ گفتم: توو خونه بحثِ هِمی پسرل سیرقو بی که میان مزاحم دایرکتی ویمن ، موقه اومدنم ، رمضونو جون مرگاویده گف: مواظب خوت بو ، زهلم رفت که پسرلکو توو فضی نِمجازی هم بخوان بیان دایرکتمون و اذیتمون کنن ، جلدی رفتم توو اتاقم و سلاحمه ورداشتم و اومدم ، هُم عروس گناوه ایم گف: ایسو سلاحت چنه؟ گفتم: جاروف پنگی! ها دیی ها.

چاپ اتحاد جنوب

Summary
Article Name
طنز دایرکت + دانلود فایل صوتی
Description
سُه هُم عروس دارُم ، یکیش بوشهری اصله ، یکیش فابریک بچه تنگسونه ، یکیشم شیش دونگ گناوه ایه ، مُو پُی سُه تاشون از همه هَل تفاهم دارم ، فقد از هِلِ هُم عروس بیدَن ، سُه تامون پُی هم سوتفاهم داریم ...
Author
Publisher Name
لبخند جنوب
Publisher Logo

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 4
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.